شيخ محمد جعفر امامى

102

لغات در تفسير نمونه ( فارسى )

گسترده‌اى گفته مىشود كه يك مصداق آن فرش است . « 1 » [ بُسَّت : ] « وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسّاً » « بُسَّت » از مادّهء « بسّ » ( بر وزن حجّ ) در اصل به معناى « نرم كردن آرد به وسيلهء آب » است . « 2 » [ بَسَرَ : ] « ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَر » « بَسَرَ » از مادّهء « بسور » و « بَسر » ( بر وزن نصر ) گاه ، به معناى عجله كردن در انجام كارى قبل از فرارسيدن وقت آن است ؛ و گاه به معناى در هم كشيدن صورت و دگرگون ساختن چهره مىباشد . « 3 » [ بشارت : ] « فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ » « بشارت » در اصل ، به معناى خبرهاى نشاطانگيز است كه اثر آن در « بَشَرَه » و صورت انسان آشكار مىگردد . به كار بردن كلمهء بشارت در مورد عذاب در اين آيه و بعضى ديگر از آيات قرآن در واقع يك نوع تهديد و استهزاء به افكار گنهكاران محسوب مىشود ؛ و اين شبيه سخنى است كه در ميان ما نيز متداول است كه اگر كسى كار بدى را انجام داد در مقام تهديد و استهزاء به او مىگوييم : « مزد و پاداش تو را خواهيم داد » . « 4 » [ بشر : ] « خَلَقَ مِنَ الْمآءِ بَشَراً » مراد از « بشر » ، نخستين انسان ، يعنى آدم عليه السلام است . « 5 » [ بُشْراً : ] « أَرْسَلَ الرِّياحَ بُشْراً » « بُشْراً » به سكون شين مخفف « بُشُراً » ( به ضم شين ) جمع « بشور » ( بر وزن قبول ) به معناى « مبشر و بشارت دهنده » است . « 6 » [ بَشِّرْ : ] « فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ » تعبير به « بَشِّرْ » ( بشارت ده ) در مورد عذاب دردناك الهى ، متناسب با كار مستكبرانى است كه آيات الهى را به باد سخريه مىگرفتند و « بوجهل » صفتانى كه « زَقُّومِ جَهَنَّم » را به « كره و خرما » تفسير مىكردند . « 7 » [ بَشَر : ] « لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَر » « بَشَر » در اينجا جمع « بشره » به معناى ظاهر پوست تن است و نيز ممكن است به معناى انسان‌ها بوده باشد . « 8 »

--> ( 1 ) . نوح ، آيهء 19 ( ج 25 ، ص 86 ) ( 2 ) . واقعه ، آيهء 5 ( ج 23 ، ص 212 ) ( 3 ) . مدثّر ، آيهء 22 ( ج 25 ، ص 235 ) ( 4 ) . آل عمران ، آيهء 21 ( ج 2 ، ص 559 ) ( 5 ) . فرقان ، آيهء 54 ( ج 15 ، ص 144 ) ( 6 ) . فرقان ، آيهء 48 ( ج 15 ، ص 134 ) ( 7 ) . لقمان ، آيهء 7 ( ج 17 ، ص 28 ) ( 8 ) . مدثّر ، آيهء 29 ( ج 25 ، ص 239 )